تبليغاتX
سربنـدهای فرامـوش شده :: به غمگساری یاران چو شمع می سوزم ...... برای اشک دَمادَم بهانه می سازم
سربنـدهای فرامـوش شده
به غمگساری یاران چو شمع می سوزم ...... برای اشک دَمادَم بهانه می سازم
 

 

سلام بر وارث غدير

 

بوي خوش بهشت از کنار آن آبگير، يعني غدير عرشيان و بهشتيان، جان ها را مي نوازد اين چه بوي خوشي است که حتي پس از عبور صدها سال هنوز فضاي جان مشتاقان را مي نوازد.

 

غدير تکرار اولين است در کلام آخرين، همان کلام نوراني که در اولين پيام، علي را به برادري و وصايت خواند و در غدير، اعلام ولايت و امامت او را فرمود.

 

مهر بي مثال از آفتاب، نوراني تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر مي دارد. ستارگان آسمان نيز وامدار نيم نگاه اويند و ما هم جرعه نوش جام ولاي آن بزرگ، آن عزيز، آن مهربان تر از پدر، آن جاري از باران و آن خوب تر از پاکي که:

 

 شرف، بازوت گيرد تا بخيزد

محبت، آب بر دست تو ريزد

چه گويم مهرباني مادر توست

نگاه راستي در جست و جويت

 

و ما چه گوييم تو اي مهربان مولاي کريم، که پايمردانه بر زبر کائنات ايستاده اي و زمين و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آويخته از سرانگشت تو. ورود عظيم تاريخ جويباري که خيزاب امواجش از قوزک پايت در نمي گذرد.

 

و ما با کدامين زبان و احساس تو را روايت کنيم تو اي که پيامبر در شانت فرموده است:

 

"هر کس علي را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا مي فرمايد."

 

تو را با کدامين زبان بسرائيم که خداوند در قرآنش در آيات مختلف تو را مدح فرموده است و زيباتر آن که شاعر سرود:

 

في شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.

 

و اينک وارث غدير، صاحب دست بيعت علوي، مالک ملک حيدري، والي سرزمين صفدري، مهر سپهر سروري، حجة بن الحسن العسکري در کنار غدير روزگاران ايستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه مي زنيم و بر بيعت با او دل نازنين صديقه کبري، فاطمه زهرا عليها السلام را شادمان مي سازيم.

 

خجسته عيد سعيد غدير خم، عيد امامت و ولايت، بر دل دادگان آستان هدايت و شيعيان رهرو سعادت مبارک و تهنيت باد.

 

|+|
نوشته شده توسط خاک پای شهـــدا در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 12:41 بعد از ظهر
 

 

شهيد يعقوب مهدی‌‌زاده اصل: نگــذاريـد خـون شهيــدان پايمـال شـود... 

 

 

 

اصل يكي از شهداي دوران دفاع مقدس است كه در سال 1343در اردبيل متولد شد. وي در سال 65 در عمليات كربلاي پنج و در منطقه شلمچه به شهادت رسيد.شهيد مهدي‌زاده‌اصل كه سال‌ها به عنوان معلم به كشور خدمت مي‌كرد در وصيت‌نامه خود چنين مي‌نويسد:

 

 

دشمنان اسلام هر روز درصددند تا اين يكپارچگي وحدت امت اسلامي را از بين ببرند

 و مردم را نسبت به انقلاب اسلامي و روحانيت اصيل و متعهد بدبين سازند.

بنابراين بر شماست كه فرصت را به دشمنان اسلام ندهيد تا خداي ناكرده بار ديگر استكبار جهاني جايگزين اسلام شود.

بلكه هميشه هوشيار و آماده باشيد

و مشت خود را بر دهان ياوه گويان و كساني كه مي‌خواهند انقلاب را به انحراف بكشانند بكوبيد

و نگذاريد خون شهيدان عزيزمان پايمال شود و دست بيعت با امام محكم كنيد

و نگذاريد حسين زمان تنها باشد

كه اگر غفلت كنيد به عذاب الهي دچار خواهيد شد.

 

 

شهيد در بخش ديگري از وصيت‌نامه خطاب به مادر خود مي‌نويسد:

 

مــادرم!

 عشـق حسيـن مـرا بديـن وادي كشـانده،

نبـايـد حسيـن را تنهـا گـذاشت و بايـد به يـاريش شتـافت.

لحظه‌اي فكر كن و كربلا را به ياد آور و اباعبد‌الله‌الحسين (ع) را كه تنها 72 نفر به او پيوستند تصور كن.

 و امروز لحظات حساسي است و امام نيز فرزند او و از تبار حسين (ع) است.

 

|+|
نوشته شده توسط خاک پای شهـــدا در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 10:49 قبل از ظهر
جنوب مثل کربلاست... 

 

 

جنوب مثل کربلاست...

 

گفتیم: «امـــير! جبهه‌های غرب را بيشتر دوست داري يا جنوب را؟ »

 

گفت: « جنوب را؛ چون شهيــد شدن در گرماي جنوب مثل شهيد شدن در

 

صحرای كربلاست و من هم دوست دارم با عطش شهــــيد شوم، در بيابانی سوزان.»

 

در يكی از گرم‌ترين روزهای مرداد ماه، در منظقه شلمچـــــه، پيكري عطشان

 

و غرق به خون را ديديم. او كسی نبود جز اميــــر يارمحمـــدی، مسئول گروهان كوثر

 

از گردان حضرت زهـــــرا(س)، از لشكر ۱۰ سيـدالشهـــدا(ع)...

 

|+|
نوشته شده توسط خاک پای شهـــدا در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 10:14 بعد از ظهر
بسم رب الشهـــدا 

 

« بسم رب الشهــــدا »

 

 

اين‌جا دشت سيراب از اشك‌هاست؛

خيس زمزمه‌های مناجات، محل هبوط كهكشان‌های پنهان عبوديت

و سجاده‌های عشق كه از جنس نياز است...

 

 

يا علــی مــــدد

|+|
نوشته شده توسط خاک پای شهـــدا در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 7:35 قبل از ظهر